کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،روزهای دوشنبه 98/11/28
سه شنبه 29 بهمن 1398 ساعت 07:33 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر فاطمیا لژیون9 | ( نظرات )
جلسه سیزدهم از دوره شانزدهم کارگاه های آموزشی همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان با استادی کمک راهنمای محترم خانم طاهره، نگهبانی همسفرپری و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «وظایف راهنما و رهجو» روز دوشنبه 28 بهمن‌ماه 1398 ساعت 15 آغاز به کار کرد.

کنگره مکان مقدسی و امنی هست که  هر شخص با ورودش به اینجا می‌تواند و باید حرمت‌های  آن را حفظ کند.

اولین چیزی که یه رهجو باید بداند  که  باید احترام و حرمت بگذارید کنگره حرمت دارد توی سی دی آقای مهندس در مورد ادب و احترام صحبت کردن و اینجا قانون خودش و دارد و هرکس اگر وظیفه خودش را انجام دهد مطمئناً به مشکل برنمی‌خورد و خدا را شکر این اتفاق دارد می‌افتد و سلسله‌مراتب این احترام دارد پیشمی ره رهجوی که وارد کنگره می‌شود احترام راهنمایش را می‌بیند به مرزبان  به اسیسنت به نگهبان داخل جلسه  به دبیر به  هرکسی که اینجا خدمت می‌کند می‌بیند  که او  چگونه احترام می‌گذارد وقتی می‌بیند که فرمان‌بردار است پس همان می‌شود الگو ،پس من پله اول را آموزش گرفتم  باید حرمت بگذاریم باید؛ و این باید، خیلی مهم است  یعنی یک جمله تأکیدی است وقتی من اینجا یاد گرفتم  که این وظایف رو اجرا کنم و این احترام رو بزارم ناخودآگاه این کار را تداخل خونِ هم انجام می‌دهم تو مهمانی‌ها انجام می‌دهم ، اصلاً این چه ربطی به من همسفر دارد   این خیلی مهم است  آموزش که اینجا که من هفته‌ای  2 ساعت میام و میرم ولی مهم این است که  آموزشی که می‌بینم احترام و ادبی که یاد می‌گیرم ، فرمان‌برداری که یاد می‌گیرم. پنج‌تا سی دی آقای مهندس فرمودند: خیلی جالب بود که رهجوی که وارد کنگره می‌شود تأکید کردن  هفت‌تا وادی چرا هفت وادی بود .چون آقای مهندس می‌گویند: کسی که وارد کنگره می‌شود علی‌الخصوص همسفرها باید صبر کند و راهنما به ره جوش می‌گوید هشت ماه صبر کن تا به جواب برسی پس دقیقاً هفت‌تا  وادی رو بنویسید وقتی این هفت وادی رو می‌نویسم اینکه به آستانه آشوب نرسیم    اگر تو ماه  هشت به هم می‌ریزم مشکل‌دارم من همسفر، پس یک جای کارم می لنگه یک رهجو خوب نبودم ، فرمان‌بردار خوب نبودم  وظیفه‌ام را خوب انجام ندادم  به راهنمایم درست آدرس ندادم  چرا ؟

چون راهنما طبق آدرسی که رهجو می‌دهد بهش جواب می‌دهد و راحت بگویم راهنمایم را دور زدم اگر وظیفه‌ام را به‌خوبی انجام دادم  مطمئناً ماه هشتم جواب می‌گیرم  و این نیست که دقیقاً بعد از ماه هشتم مشکلاتمان حل بشود و 18 سال، 20 سال ،5 سال ، 2 سال مشکل اعتیاد بوده  وزندگی‌مان به  ریخته بوده و ما توقع نداریم  ظرف هفت ماه درست شود ولی حداقل من به هم نریزم من رهجو آرام شدم این اتفاق افتاده  و خیلی باید حواسمان را جمع کنیم و اما می‌پردازم به  پنج‌تا سی دی که ادامه هفت‌تا وادی آمد و وقتی سی دی  جهان‌بینی 1 و 2 رو گوش می‌کنم میفهمم که قضاوت نکنم و سی دی بعدی  که ایمان بیارم به حرف راهنمایم  به کنگره و آقای مهندس و همه  پیشکسوتان که در رده‌بالا استادند و می‌رسم به پنجمی که چیکار کنم  باید  لنگر کشتی را بکشم  دل‌مردگی  ،ناامیدی ، افسردگی  دیگِ بس است خیلی جاها رفتم که آقای مهندس می‌فرمودند: لنگرت رو بکش  اینجای که لنگر تو انداخته‌شده لجن‌زار است  دیگِ فایده نداره باید پشت سر راهنمایت حرکت کنی سر تو بینداز زیر و برو جمله‌ای که به رهجوهام می‌گفتم  راهنما به رهجوش بگوید چاه را بازکن و داخل چاه برو  باید بگوید چشم ، هیچ شک و شبهه ندارِ  اگر این اتفاق افتاد راه باز می‌شود اون ایمان مشخص می‌شود اما وظیفه راهنما  هیچ مالکیتی نسبت به رهجوش ندارِ رهجو من توی کنگره نداریم ولی رهجو باید ایمان داشته باشد به راهنمایش که اگر از خانم ایکس سؤالش رو پرسید نگه اون هم حرف خانم خاطره را می زند اینجا وقتی شک و دودلی وارد شد جواب نمی‌گیریم  .

 شک‌ها تون باور نکنید و به باورها تون هم شک نکنید . اینکه باید حواسمان خیلی جمع باشد ،راهنما باید سربه‌زیر ، فرمان‌بردار و خدمت‌گزار باشد دقیقاً اتفاقی که برای رهجو می‌افتد که باید راهنمایش فرمان‌برداری کنه  راهنما هم باید جایگاه‌های بالاتر.از اسیسنت ، از مرزبان‌ها و ....احترام‌ها بیشتر باشد باید حواسمان را خیلی جمع کنیم  آقای مهندس مثال قشنگی میزند من یک درخت سیب  دارم هرچه پربارتر می‌شود سر به زیرتر می‌شود از اینکه من راهنما شال دور گردنم هست  جو بگیردم  من فقط آگاهی در مورد کنگره و  آموزش‌های کنگره و قسمت همسفر دارم ، هیچ جا هیچ اظهارنظر و مالکیتی ندارم اینکه بخوام به سر و گردن بالا بیام و ادعای شخصیت داشته باشم چنین چیزی برای راهنما نداریم  و رهجو  دقیقاً به راهنمایش نگاه  می‌کند جا می‌گذارد جا پای راهنما خودش باید حواسمان خیلی جمع باشد مثال سیب رو کامل می‌کنم خیلی وقت‌ها  درخت سیب پربار هست ولی سیب‌ها کیفیت ندارد حواسمان باشِ سیب‌های درختمان آفت‌زده نباشد ببخشید اگر آفت‌زده باشد کنار گذاشته می‌شویم ولو اونی که پربارِ باشد

و اما دستور جلسه دوم

امروز این اجازه به من داد که خدمت‌گزار باشم در کنار شما و انرژی بگیریم از این جلسه تجلیل در قسمت راهنمایی خانم زیباست

دستور جلسه مثال کاملِ خانم زیباست یعنی یک جمله در مقابل زحمات که کشیده که رهجو خوب بوده یک فرمان‌بردار خوبی بوده خیلی سختی‌کشیده و وقتی تو پارک خانم زیبارو دیدم و راه‌کار گرفت تا رد شد یه نگاهی به او دادم و فکر کردم که خودش مصرف‌کننده است حالا کجا بفرستیمش که حقیقت رو بگوید این‌قدر به‌هم‌ریختگی این‌قدر تخریب دیده بودم و خانم زیبا آمد و ماند و با همه سخت‌ها جنگید خانم زیبا یکی از اون رهجو های بود که پوست انداخت تو کنگره واقعاً فرمان‌بردار بود  خیلی وقت‌ها که می‌آمد تو لژیون بااینکه آرام بود و نگاه می‌کرد  و مشکلاتش را می‌گفت  فقط اشک‌هایش سرازیر می‌شد که من خیلی وقت‌ها با گریه هاش گریه کردم و باغم هاش غصه خوردم ولی همیشه اقتدار تو وجودش بود ، شجاعت بود ،اون استقلال تو وجودش بود همیشه میگفت می توانم به او می‌گفتم میتونی یعنی می‌آمد ولی با سختی اینکه واقعاً بهش تبریک میگم به خانواده اش تبریک میگم  به رهجو هاش تبریک میگم به انتخاب این راهنما که شال کمک راهنمایی دریافت کنند بهترین هدیه را به ایشان می‌دهند و اسم ایشان را جاودان نگه می‌دارند   به اسیسنت شعبه تبریک می‌گویم به داشتن هم‌چین راهنماهای شعبه میرداماد خدمت مرزبانان تبریک میگویم تبریک ویژه  خدمت آقای مهندس و خانم آنی  و خانم کماندار خدمت همه عزیزانی که اسم بخواهم ببرم یکی از قلم بیفتد   و خانم زیبا جز کسانی است که یک ماه بوده که کنگره تو اصفهان شروع به کارکرده والان دارِ تحویل می‌دهد و امروز هم سرآغازی است برای انشالله شروع دوباره.


سخنان کمک راهنما محترم همسفر زیبا

خداوند را شاکرم کنار راهنما خودم هستم و یکی از آرزو هام بود که توی استادی جلسه راهنمایم را کنار خودم ببینم . تشکر از آقای مهندس و خانم آنی عزیز و آقای امین و خانم کماندار خانم شانی که این‌ها زندگی‌شان را برای امثال من گذاشتن تشکر ویژه از خانم اسیسیت و مرزبانان قدیم وجدید و تشکر ویژه از خانم طاهره عزیزم، سر من گذاشتن و قبول زحمت کردند ،خانم طاهره عزیز یکی از ستون‌های کنگره و شعبه اصفهان هستند  وقتی من وارد پارک شدم به نیت این او مدم که مسافرم خلاص شود آن موقع نمی‌دانستم درمان چیست، رهایی چیست، فقط می‌خواستم خلاص شه و تکلیف زندگی‌ام مشخص شه ، من چیز کمی از کنگره عایدم نشد .ولی کوچکترین معجزه ای که به من تو کنگره داده شد به من درمان مسافرم بود خدا را شکر وقتی اومدم کنگره و متوجه شدم کنگره چی می خواهد به من بگوید ، که خانم زیبا سرت تو یقه خودت باشه خودت داری چیکار میکنی مسافرت فقط عیبش فقط یه مصرف مواد مخدر خیلی مهربانه خیلی چیزها رو میدوند که تو نمیدونی خیلی راه رو میره ، تلاش میکنه برای زندگیش وتو نمیکنی ودرجا میزنی سرجاش خودت و مسافرت روگذاشتی زیر ذره بین و همه معایب و سختی های زندگی تو ریختی تو سرمسافرت خدا را شکر اومدم کنگره آموزش گرفتم وتموم تلاشم این بودکه به عمل برسونم که به عمل رسوندن خیلی سخته به زبون نیست که من بگم من اومدم و آموزش گرفتم و عمل کردم نه به این آسونی نبود ولی شد چون خواستم و توانستم این منیت نیست این معجزه کنگره است که من تونستم .  من آنقدر منیت داشتم که حتی حاضر نبودبم به مسافرم یه عزیزم بگویم الان یه ثانیه بدون اون نمی تونم زنده باشم چون عاشق مسافرم هستم عاشق زندگیمم این عشق رو کنگره به من هدیه داده وقتی وارد کنگره شدم وآرم کنگره رو دیدم که بالای آرم نوشته الله یادگرفتم که خدا با منه نوشته معرفت یعنی شناختم رو بالا ببرم نوشته عدالت هرچه به سرم میاد و خواهد امد عین عدالت است و باید  با تمام وجود اون رو بپذیرم و اگرمن این دو پله رفتم میتونم عمل سالم داشته باشم .خدا را شکر که در این چهارسال لیاقت پیدا کردم  و تونستم خدمت کنم به خودم ، آموزش بگیرم و انشالله تو آموزش های از خودم دریغ نکرده باشم وقتی به من اعلام کردند که لژیون رو باید تحویل بدی یه شک بهم وارد شد چرا نارحت نشدم اصلا چون تغییر جایگاه هستش اینجور نیست که من برم و به من خدمت ندهند آقای مهندس می گوید ما کسی رو بیرون نمی کنیم مگر اینکه خودش بخواهدبرود خدا را بسیار شاکرم که چهارسال تونسیتم خدمت کنم به خودم  تشکر می کنم از تک تک شما عزیزان و از رهجوهام که با گریه هایشون به من آموزش دادن که می تونم حرف خودم حتی اگرگریه کنم  می تونم از حق خودم دفاع کنم حتی اگر گریه کنم . کنگره یه جای هستش که هیچ جا مثل اینجا پیدا نمی شود  من هیچ جا نرفتم که بگم تجربه کردم من نمیدونم ان ای کجا  و ... چرا مسافرم خیلی راه ها رو رفت حتی خیلی از بیماریها خودم تو کنگره درمان شدمیگرن عصبی  داشتم که حال خودم رو متوجه نبودم  تنش میکردم ،  عصب های قلب آسیب دیده بود و تپش قلب داشتم که دوای تک تک شما عزیزان همین جاست و این یک قانونه که تغییر جایگاه بدم و به رهجو های عزیزم میگم همه کمک راهنما ها یک جورن و یک جور آموزش میدهند   چون علم کنگره برای همه یکسانه مهم نیست که تو کدوم لژیون برید مهم اینه که اون آموزش ها بگیریدتشکر میکنم عزیزانم  خانم طاهره عزیز دستتون رو می بوسم خاک پای شما هستم ،نمیدونم چه جوری از شما تشکر کنم زندگی رو به من بخشیدید به من آموختی که زنده بمانم چه جوری زندگی کنیم ممنونم  ازت که آینده بچه هام رو روشن کردی کار و زندگیم و مسافرم و وصل کردی عزیزان ناراحت نباشید باید شما آموزش بگیرید و بستر رو فراهم کنید  مسافرخود به خود میاد  




با تشکر از تمامی خدمتگزاران




نگارنده:همسفر فاطمه لژیون نهم
عکاس:همسفر پرتو لژیون دوازدهم







Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مریم. شعبه عمان سامانی پنجشنبه 1 اسفند 1398 01:12 ق.ظ
خداقوت‌به‌خانم‌طاهره‌عزیز‌‌بهترینها‌رابرایتان‌آرزومندم‌چراکه‌بهترینها‌را
برایمان‌به‌ارمغان‌آوردید‌.که‌همسفر‌زیبای‌عزیز‌یکی‌ازاین‌بهترینهابودن‌.
خواهر‌عزیزم‌‌ازاینکه‌باراهنمایی‌های‌خوب‌وبه‌موقع‌تان‌مرااز‌تاریکی‌به‌طرف
روشنایی‌هدایت‌کردی‌‌سپاسگزارم‌.‌پاینده‌وپیروز‌باشید
فاطمه چهارشنبه 30 بهمن 1398 11:54 ق.ظ
سلام بابت این همه انرژی که هر دوشنبه میگیرم واقعا خداراشاکرم.....
محبوبه .ا چهارشنبه 30 بهمن 1398 02:45 ق.ظ
خیر مقدم و خدا قوت خدمت خانم طاهره عزیز
خدا قوت خدمت نگهبان و دبیر جلسه
خدا قوت خدمت همه خدمتگزاران
زهرا ۰ب چهارشنبه 30 بهمن 1398 02:24 ق.ظ
خداقوت خدمت استاد ونگهبان ودبیر محترم
ازاستاد عزیزتشکر میکنم بابت صحبتهای عالی
باز هم به کمک راهنمای محترم خانم زیبا خداقوت میگم پاینده باشید
سپاس خدمت خانم فاطمه وپرتو عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic