ظاهرم مثل افراد مصرف‌کننده شده بود و این‌ها همه به خاطر ناآگاهی بود.
یکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت 09:34 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر پرتو | ( نظرات )
جمعیت احیای انسانی کنگره‌ی ۶۰" ساختاری که بنیان آن فردی است که ۱۷ سال مصرف‌کننده‌ی  مواد مخدر بوده ،فردی که طعم تلخ اعتیاد و تباهی‌های آن را با بندبند وجودش درک کرده،فردی با تجارب تلخ شکست‌های پی‌درپی و ترک‌های ناموفق به روش‌های  گوناگون؛درمان اعتیاد با متد تدریجی،روشی نوین در نجات انسان‌ها از اهریمن اعتیاد بود که توسط بنیان کنگره‌ی ۶۰،مهندس حسین دژاکام ابداع گردید.این متد تولید و زایشی بود که در دارالفنون حیات،درزمانی که همه‌ی متخصصین از نسخه‌پیچی برای بیماران اعتیاد عاجز بودند،طبق فرمان الهی به وجود آمد تا روشنگر راه تمامی انسان‌های ازیادرفته،طردشده و دردکشیده باشد.

به بهانه تجلیل مصاحبه‌ای از کمک راهنمای محترم سرکار خانم زیبا انجام دادیم ایشان با 25 سال تخریب وارد کنگره 60 شدند و هم‌اکنون 6 سال و 8 ماه است که از دام اعتیاد رهاشده‌اند. و چهار سال در جایگاه مقدس کمک راهنمای خدمت کردند در ادامه توجه شمارا به این مصاحبه جلب می‌نماییم.



آن حس و حال و هوای روزهای اول و ورود به کنگره را به یاد دارید؟

بلی، با حس و حالی بسیار خراب، آشفته و نگران و سردرگم وارد کنگره شدم، خیلی مُنزوی بودم. روزهای اول فقط به این منظور آمده بودم که راه چاره‌ای پیدا کنم و مسافرم را نجات بدهم، ولی اوضاع‌واحوال خودم خیلی بدتر بود، صور پنهان و آشکارم را درگیر کرده بودم، طوری که ظاهرم مثل افراد مصرف‌کننده شده بود و این‌ها همه به خاطر ناآگاهی بود.


با مقایسه‌ی دوران قبل از حضور در کنگره و دیدتان نسبت به زندگی و تغییرات آن در کنگره آلان دیدتان به زندگی چگونه است؟

قبل از کنگره، زندگی برای من یک زندانِ اجباری بود و هر کاری می‌کردم به خاطر این بود که وظیفه‌ی خود می‌دانستم و از این تشکیل زندگی فوق‌العاده پشیمان بودم ولی چاره‌ای جزء ماندن نداشتم، چون پایِ دو فرزند در میان بود. خدا را شکر بعد از ورود به کنگره کلاً دیدم عوض شد و انگشت اشاره، سمت خودم برگشت و دیدم مثبت شد و باورم شد که این روزیِ من است و شاید باید تا آخر عمر همراه من باشد وزندگی‌ام را فوق‌العاده دوست داشتم، (در طی زمان اتفاق افتاد) و هدف مشخص شد و جاده را یک‌طرفه کردم و برای رسیدن به هدفم واقعاً وقت گذاشتم وزندگی که برایم جهنم بود، آلان برای من بهشتِ بی‌مثال شده است و آرامشش را با هیچ‌چیزی عوض نمی‌کنم.

اگر نکته یا آموزش یا راه‌حلی به‌یادماندنی در این مدت 4 سال که در جایگاه خدمتی کمک راهنمایی بودید در کوله‌پشتی خوددارید که برای سفر اولی‌ها حائز اهمیت است عنوان کنید؟

در طول این 4 سال افرادی که واقعاً هدفشان مشخص بود و هر جایگاه یا شخصیتی داشتند، را پشت درِ کنگره گذاشتند و وارد کنگره شدند و کفش آهنین پوشیدند و با یاری راهنما سفر کردند به نتیجه رسیدند و افرادی که فقط به دنبال حاشیه بودند و انگشت اشاره‌ی آن‌ها به‌طرف دیگران بود و حاشیه‌سازی می‌کردند، به نتیجه نرسیدند و به‌مرورزمان از گود خارج شدند و هنوز سرگردان‌اند.

اگر بخواهید یک جمله به کمک راهنمایانی که تازه شال کمک راهنمایی را دریافت نموده‌اند و پا در این جایگاه خدمتی گذاشته‌اند بگویید تا آن را سرلوحله ی خدمت خود قرار دهند چه می‌گویید؟

من به‌نوبه‌ی خودم به تک‌تک این عزیزان تبریک می‌گویم و نوشِ جان این عزیزان، می‌خواهم به این عزیزان بگویم که بزرگواران، لحظه‌ها را شکار کنید، چون زود دیر می‌شود، سعی کنید برداشت خوبی داشته باشید و این برداشت امکان‌پذیر نیست مگر با رعایت قوانین کنگره و حفظ حرمت‌ها.

سفر اول در کنگره برای شما به چه شکل گذشت؟ آیا جایگاه خدمتی بوده که دوست داشتید آن را تجربه کنید؟

در جواب قسمت اول سؤال بگویم، من در سفر اول یک سال بدونِ مسافر آمدم، ولی حالم خوب بود. 4 سال طول کشید تا ما وارد سفر دوم شدیم، ولی صادقانه بگویم سخت نگذشت، هرروز هدف من پررنگ‌تر می‌شد تا بالاخره موفق شدیم و وارد سفر دوم شدیم.

در جواب سؤال بعدی شما، شاید باور نکنید من همیشه پیش خود گفتم: هر جی روزیِ من باشد، همیشه تشنه‌ی خدمت کردن بودم و اولین خدمتم کمک راهنمایی بود که در شرایط خاص موفق شدم، البته هر خدمتی شیرین‌تر از خدمت دیگری است، مهم این است که پیروز بیرون بیایی و خروجی داشته باشید.

اگر خاطره‌ای از دوران کمک راهنمایی دارید که دوست دارید ما هم بشنویم، برای ما بگویید؟

در این دوره که خاطره زیاد است؛ بالاخره رهایی، تولد، شال گرفتن رهجو و... همه‌اش خاطره است، ولی از روزهای شروع لژیون برایتان بگویم که چقدر استرس داشتم، و با خود می‌گفتم من که خودم مشکل‌دارم، چطور می‌توانم مشکلات رهجوها را حل کنم، چون خودم را نیازِ آموزش می‌دانستم؛ چند جلسه همین حال را داشتم، ولی وقتی فکرم را متمرکز می‌کردم توی جایگاه و لژیونم، با مشارکت رهجوها و درد و دل کردن آن‌ها جواب خیلی از سؤال‌هایم را می‌گرفتم، واقعاً این دوره بی‌نهایت آموزش دارد و نیاز من بود.

حال این یوم الفصل برای شما قاعدتاً با سختی همراه است، چه برنامه‌ای برای آغاز خطوط جدید دیگری دارید؟

شاید دل کندن از لژیون سخت باشد، ولی یاد گرفته‌ام پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، تصمیم دارم وصل کنگره باشم و تلاشم را بیشتر کنم، هر خدمتی که روزی‌ام شد را با عشق بپذیرم و اگر روزی من خدمت نبود به آمدن و آموزش ادامه می‌دهم.

آیا تجلیل و تحویل لژیون به معنای آغاز دیگری در کنگره برای شما است؟

مطمئناً همین‌طور است و این تغییر جایگاه باید اتفاق بیفتد، بازهم متذکر می‌شوم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و این‌یک قانون است و من مطیع قانون هستم.

در آخر هم در این فرصت از شما می‌خواهم، از کسانی که کمک کردند که شما آلان در این نقطه باشید به زبان ساده قدردانی کنید؟

من تشکر اولم از آقای مهندس و خانواده‌ی بزرگوارشان است که صادقانه به من و امثال من کمک می‌کنند، تا خودمان را بهتر بشناسیم وزندگی کردن را به من یاد دادند، بسیار ممنون و منت دارشان هستم. از راهنمای بسیار دلسوز صادق خودم، خانم طاهره اسماعیلی تشکر می‌کنم که واقعاً من را زنده کردند و یادم دادند که زنده بمانم. از مسافر عزیزم تشکر می‌کنم که در طی این چند سال من را همراهی کردند و مشوق من در این راه بودند.

 

در آخر از کمک راهنمای محترم خانم زیبا از اینکه در این مصاحبه شرکت کردند سپاسگزاریم و برای ایشان و خانواده‌ی محترمشان, سلامتی و موفقیت آرزومندیم.

تهیه گزارش و نویسنده: همسفر پرتو از لژیون دوازدهم

تصویرگر: همسفر منا از لژیون چهاردهم

 

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مریم. شعبه عمان سامانی چهارشنبه 30 بهمن 1398 11:57 ب.ظ
خواهر‌عزیزم‌خداقوت‌.باتمام‌وجود‌برایت‌آرزوی‌سلامتی‌وزندگی‌سرشار‌
ازآرامش‌راخواستارم‌.چراکه‌همیشه‌‌همانندفرشته‌ای‌مهربان‌راه‌رابرایم‌
روشن‌نمودی‌.شما‌‌خود‌صبر‌وشکیبایی‌هستید‌.باتمام‌وجودم‌ازشما‌
سپاسگزارم‌.‌ازخداوند‌آنچه‌رامی‌خواهم‌که‌دردل‌ودرذهن‌دارید⚘⚘⚘
لیلا همسفر سعید لژیون 15 سه شنبه 29 بهمن 1398 08:36 ق.ظ
پایان هر نقطه سرآغازخط خط دیگریست.
خداقوت وخسته نباشید خدمت خانم زیبای عزیز آرزوی بهترین ها وجایگاه بالاتر ازخداوند منان برای شما خواستارم
هاجر همسفر مسعود دوشنبه 28 بهمن 1398 09:05 ب.ظ
خداقوت به خانم زیبایی عزیزاز صحبتهاتون لذت بردم وخسته نباشید به خانم پرتوعزیزم
همسفر منا دوشنبه 28 بهمن 1398 03:10 ب.ظ
خانم زیبای عزیزم انشالله همیشه سلامت و پایدار باشید.
خداقوت خدمت خانم پرتوی عزیزم
سپاس فراوان از خانم فاطمه
زهرا۰ب دوشنبه 28 بهمن 1398 12:31 ق.ظ
پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگریست "
خداقوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم زیبا بابت ۴سال خدمت صادقانه مثل همیشه از صحبتهای زیباودلنشینتان آموزش گرفتم دستمریزادبرشما
خداقوت خدمت خانم پرتو عزیزم انشالله شمارادر جایگاه کمک راهنمایی ببینم
خداقوت خدمت خانم منا عزیزم برای شما هم آرزوی جایگاه کمک راهنمایی رادارم
همسفر کبرا دوشنبه 28 بهمن 1398 12:04 ق.ظ
عرض ادب وسلام خدمت استاد عزیزم خانم زیبا
در محضر عشقتان بسیار آموختم واز چشمه زلال مهرتان لبریز شدم.در نا امیدی ها،امیدم دادی وبه ادامه راه تشویقم نمودی.سعی وتلاش وعطش شما را در خدمت به ره گم کردکان، چراغ راه خود نمودم.مهربانی ومحبت،قاطعیت ،تواضع و فروتنی،مسئولیت پذیری،امیدواری،احترام واطاعت از قوانین ورعایت حرمتها،انجام وظیفه به بهترین نحو،صبر وبردباری وهمت والای شما در تربیت وپرورش کمک راهنمایان مجرب وبسیارصفات بارز دیگراز شماالگویی مجسم برای معرفی کنگره ساخته است ،از شما برای چهار سال خدمت خالصانه وعاشقانه سپاسگزارم وامیدوارم منشا خدمات خیر در جایگاههای بعدی باشید.
زندگیتان در پناه دادار مهربان
روز وروزگارتان سرشاراز موفقیت
زهرا همسفر محسن یکشنبه 27 بهمن 1398 11:32 ق.ظ
خدمت کمک راهنمای محترم سرکار خانم زیبا خدا قوت عرض میکنم به خاطر عشق نابی که در این جایگاه خطیر برای به حال خوش رسیدن عزیزان در راه مانده با تمام وجود دادید خیلی دوستتون دارم این آغاز جدید بر شما مبارک
معصومه کوره پز یکشنبه 27 بهمن 1398 11:17 ق.ظ
خداوند قوت خدمت خانم زیبای عزیز
با امید موفقیت در جایگاه های بعدی
همسفرالهام دوست محمدی یکشنبه 27 بهمن 1398 10:34 ق.ظ
سلام وخداقوت به خانم زیبا عزیزآغاز راه جدید برشما مبارک از صحبت هایتان آموزش گرفتم وخداقوت خانم فاطمه عزیزم وخانم پرتو عزیزم
همسفرالهام دوست محمدی یکشنبه 27 بهمن 1398 10:33 ق.ظ
سلام وخداقوت به خانم زیبا عزیزآغاز راه جدید برشما مبارک از صحبت هایتان آموزش گرفتم وخداقوت خانم فاطمه عزیزم
هسفر فاطمه کیقبادی یکشنبه 27 بهمن 1398 08:57 ق.ظ
رنج مایه تبلور و درخشش است
کمک راهنمای محترم سرکار خانم زیبا ،بسیار از شما آموختم چه در لژیون با صحبت ها و پندهای مادرانه چه با نگاه پر از مهرت و چه با آغوش گرمت وقتی کاملأ از نظر احساسی یخ زده بودم وجودت همیشه باعث آرامش و امنیت من بود و شما و امثال شما باعث شدید ما در کنگره ماندگار شویم و ایمان، همراه با عشق واقعی را در کنگره تجربه کنیم ،ان شالله تمام انرژی و وقت پر ارزشی که با تمام وجودت نثار من رهجو کردی خداوند خیر و برکتش را در زمین و آسمان تقدیمت کند که لایق بهترین ها هستید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic