رهایی و زنده شدن یک انسان هدف خلقت و خداوند است
چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت 10:00 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر یگانه | ( نظرات )
                                           به نام قدرت مطلق الله

کمک‌ راهنما همسفر زهرا، همراه رهجویان در باب " نفس، از کتاب 60 درجه" مطالبی که پس از مطالعه سی دی مربوطه به‌ صورت مشارکت ارائه نموده‌اند، در اختیار شما بزرگواران قرار می گیرد.



خانم یگانه :
نفس تعیین موجودیتی است که در ظاهر و باطن انسان را می نمایاند 
چرا موجودیت چون ناشناخته است و جزو صور پنهان و ما آن را نمی شناسیم و در قسمت ذهن و تفکرات ما هست هم در ظاهر با رفتار و کردار من خود را می نمایاند که تمام خواسته های ما به مراحل نفسی که در آن قرار دارم بر می گردد . 
نفس هر انسانی سه مرحله دارد که شامل نفس اماره ،لوامه و مطمئنه هست .نفس دارای دو خواسته معقول و نامعقول هست 
و اینکه هر انسانی می تواند همزمان در دو تا مرحله قرار بگیرد مثلا شخصی وارد مرحله ی نفس لوامه شده ولی گاهی هم دوباره در نفس اماره هست زیرا من هنوز بعضی کارها را وقتی انجام میدهم دچار پشیمانی و عذاب وجدان نمی شوم مثل اینه می گویم رشوه نمی خورم کسی را قضاوت نمی کنم ولی هنوز غیبت کردن را دارم پس مرحله ی نفس ما در یک نقطه قرار ندارد .در جهان بینی هم نفس را با مثال شهر وجودی زده که می گوید: نفس ما می تواند به آخرین مرحله ی کمال برسد یا به پایین ترین نقطه ی کمال برسد و تکامل نفس با وجود روح امکان پذیر است پس من برای همیشه در یک نقطه باقی نمی مانم مثال وادی دهم که می گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است و با تزکیه و پالایش می توانم خودم را از تاریکترین نقطه به بالاترین روشنایی برسانم یا از بالاترین نقطه به قعر تاریکی ها بروم اما اگر تزکیه و پالایش و آموزش  انجام دادم و در راه صراط مستقیم حرکت کردم می توانم خودم را به نفس مطمئنه برسانم ولی رسیدن به نفس مطمئنه بسیار سخت است و انسانهای کمی می توانند به این مرحله از نفس برسند .
زیرا همان طور که جسم ما نیاز به غذای سالم مثل سبزیجات تازه و اینکه از گوشت و سبزی فریز شده یا کنسروها استفاده نکنم نفس ما هم نیاز به غذای سالم دارد که غذای نفس من آموزشها و تزکیه و پالایش و صوت ،نور و حس خوب می تواند غذای خوبی برای نفس من باشد گاهی من با صدای پرندگان ،یا صدای آب ،یا یک موسیقی آرام یا گوش دادن به صدای راهنمایم انرژی می گیرم و گاهی یک صدای دلخراش یا صحبت کردن با یک نفر می شود حال من بد شود . گاهی با دیدن طبعت زیبا حالم خوب می شود و گاهی با دیدن فیلمهای جنگ و خونریزی حالم بهم می ریزد و همه ی اینها برای نفس من یک غذا تلقی می شود پس ببینم چه غذایی به نفس می دهم هر چه ساکنین شهر وجودیم را آبادتر کنم نفس من هم به مرحله ی بالاتری می رسد .
نفس ما همیشه بقاء دارد و حتی با مرگ از بین نمی رود و در زمان مرگ نفس من مانند یک تن پوش از جسم من جدا می شود و به بعد های بعدی با یک تن پوش دیگری بر من پوشیده می شود و این فقط جسم من است که از بین می رود نفس هر کسی با تمام خصوصیاتی که دارد به مرحله ی بعدی می رود مثل کسی که معتاد است و در بٌعد های بعد ی  هم معتاد خواهد بودنفس مانند عقل و حس و روح و ذهن جزو صور پنهان است و نفس ما آغاز و پایانی ندارد شاید از همان روزی هم که بلی گفتیم از خیلی قبلش بوده و در تمامی جهان ها با من هست و موقع مرگ من فرشته ها نفس من را تمام و کمال تحویل می گیرند .

کمک راهنما محترم خانم زهرا :
وقتی یک مصرف کننده وارد کنگره می شود اول شناخت اعتیاد را باید بگذراند یعنی با مثلث درمان کاملا آشنا شود آقای مهندس انسان را به دو قسمت تقسیم کردند که صور آشکار و صور پنهان هست صور آشکار تمام اعضایی هست که ما با چشم می بینیم و اضلاع صور پنهان نفس ،عقل ،حس مجازی و حس خارج از جسم ،آرشیو . و تمام اینها را در سی دی های مختلف به ما نشان دادند که در سی دی پای شکسته گفتند: که هر کس صور پنهانش را نشنا سد یک فاجعه است تمام مشکلات بشر هم به خاطر نشناختن صور پنهان است و در مورد نفس هم که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و باطن که نشانه های آن خواسته است . حالا خوسته های معقول یا نا معقول می شود و نفس را با روح متمایز دانستند که اغلب می گفتند: روح و نفس یکی است که دو فرشته در درون ما هست بنام جن و روح که روح همیشه سنمبل نیکی و آرامش و شادی وپیامهای خوب است اما جن القاء دهنده ی حس های منفی است و از طریق اضداد آن را به ما نشان دادند که ما هر چیزی را ما از ضد آن می شناسیم و نیروی مکملی هست برای تشخیص خوبی و بدی در انسان  است،  آقای امین در سی دی حس این نفس را باز کردند و خواسته ای که در نفس است به ما نشان دادند و گفتند: نفس هر چیزی خود آن چیز را می سازد.
 نفس انسان ؛انسان بودن من را و نفس یک حیوان ،حیوان بودن او را می سازد . و یکی از معنی های نفس خود یا وجود است که تمثیل های زیادی برایش بکار برده شده مثل شهر وجودی ،کشور وجودی ،و مدل های متفاوتی را به ما نشان داد . 
آقای امین می گویند: همه چیز طبق خواست و فرمان صورت می گیرد و انسانی که می خواهد نفس خود را بشناسد باید بداند که با خواسته است  باید در مورد آن تجزیه و تحلیل شود و بعد خواسته به اذن خدا فرمانش صادر شود و بین خواست و فرمان الهی چیزی هست که آن تقدیر است که تقدیر نامه یپیشین است مثل تیری که از چله ی کمان رها شده مثل یک پولی که من کنار می گذارم و یادم می رود چند سال بعد که به آن احتیاج دارم پیدا می کنم خودم رقم زدم و اگر این پول را کنار نگذاشته بودم الان نداشتم یا کسی که دزدی می کند خودش برای خودش رقم می زند که گوشه ی زندان باشد پس باید بدانم این خواسته ی من معقول است یا نا معقول . 
حالا خواسته های ما از نفس می آید که هر انسانی یک نفس یا یک عقل یا یک روح دارد و نفس هم یکی است با سه مرحله در هر انسان که نفس اماره ،لوامه و مطمئنه است که اقای مهندس در سی دی هایشان می گویند: وقتی می گویند تو باید از این مراحل نفس گذر کنی . نفس مطمئنه انسان را به بهشت موعود سوق می دهد و من انسان که قدرت اختیار در وجودم قرار داده شد تا تمایز بدهم بین خوبی و بدی و اضداد و ضد هر چیزی را به من شناساند این کمک دهنده هست که من در کدام مرحله از نفس قرار بگیرم بر اساس اطلاعات و آگاهی که کسب کردم در مدرسه ،دبیرستان ،در کتاب قرآن و....که قوانین الهی می گوید چکار نکن و چکار بکن .که آقای مهندس می گویند: ما می خواهیم به این برسیم که بدی بد است و خوبی خوب است انسان از طریق جهل می تواند در بالاترین قسمت نفس اماره قرار بگیرد که آخرین مرحله ی حیوانی است قرار بگیرد و هر کاری انجام می دهد ناراحت نمی شود مثل مصرف کننده ها که وقتی در دنیای تاریکی اعتیاد بود هر کار ضد ارزشی انجام می داد توی خانه بد اخلاقی می کرد و می گفت شرایط خانه و شرایط خانه خوب نبود که من بد اخلاق بودم . 
من الان هم می توانم در جایی در نفس اماره ،در جایی لوامه و جایی مطمئنه باشم مثلا ما در مورد مواد و مصرف مواد مخدر به مرحله ی نفس مطمئنه رسیدم و میدانم مواد خیلی بد است و با اطمینان کامل می دانیم که استفاده کردن از آن برای ما بد است و در نفس لوامه و قتی کاری را انجام می دهنم مثل تهمت و مال کسی را خوردن و آزار دیگران ناراحت و پشیمان می شوم و اگر انجام دهم ناراحت می شوم و آغاز ورود به تاریکی ها نقض فرمان است هر جا نقض فرمان کردم وارد جهل و تاریکی ها شدم و آغاز بیرون آمدن از تاریکی ها اول تزکیه و پالایش است و ورود به صراط مستقیم است .
 
خانم مهناز :
ما عالم ها و حلقه های زیادی را باید طی کنیم این که ما یک دوره ای توی این جهان خاکی هستیم بعد از آن وارد حلقه های بعدی می شویم و برای طی کردن این دوره ها لازمه اش شناخت نفس است زیرا نفس ثابت و جاودانه است و هیچ وقت از بین نمی رود و اگر کسی فکر کند با خودکشی تمام می شود و راحت می شود این نیست وقتی جسم ما ازبین می رود مانند یک کالبد از آن خارج می شویم و در یک قالب دیگری قرار می گیریم که نمی دانیم چند کالبد دیگر داریم که در معثنوی گفته می شود هفت پیکره که یکی از آنها همین جهان خاکی و خواب ،قالب مثالی که در خواب می بینیم که در خواب یک زندگی دیگری داریم و خیلی جاها می رویم و خیلی چیزها می بینیم که گاهی وقتی بیدار می شویم گاهی خوابهایمان را یادمان نمی آید و انچه که تقدیر باشد به یاد می آوریم ولی در زمان خواب هم می بینیم و حس می کنیم پس آنجا هم ما قالب مثالی داریم که در خواب درک می کنیم که ما خواسته های جسمانی مثل خوردن و خوابیدن داریم و غرایز جنسی هست که در صور آشکار است و صور پنهان مثل محبت و عشق و یا تائید شدن یا آموزش علم و همه جزو خواسته های صور پنهان است و اینها در حدی ارضاء می شود که حس ما سالم باشد و عقل را گول نزند چون نفس ما می تواند با مصرف مواد مخدر لذت ببره می تواند با خواندن یک نماز شب لذت ببرد و تشخیص این با عقل است و نفس گاهی عقل را به اشتباه می اندازد که عقل نتواند آن فرماندهی خود را به نحو احسن انجام دهد .

کمک راهنما خانم زهرا :
وقتی که انسان در نفس اماره بوده و حالا در مسیر ارزشها قرار می گیرد متوجه میشود که وارد دنیایی از خرابی هست خرابی هایی که خودش به بار آورده و حالا که جوانه در او دمیده می شود مثل شربت اوتی که مصرف می کند آرام آرام زنده شدن را در خودش احساس می کند و عودت داده می شود به مرحله های بالا تر و هر چه میزان شربت اوتی کمتر می شود میزان دانایی و اطلاعات و آگاهی او بالا می رود و می فهمد که چرا نباید مصرف نکند چرا میزان و مقدار دارو باید سر وقت باشد اینها به سیستم جسم او بر می گردد که دارد دوباره احیاء می شود . آقای امین می گویند: وقتی انسان می خواهد که از ضد ارزشها بر گردد و در مسیر صراط مستقیم قرار بگیرد ماندن در صراط مستقیم بسیار برایش سخت است چون مراحل نفس باعث می شود که در او تزلزل ایجاد شود چون می خواهد از تاریکی ها جدا شود نیروهای منفی هم چون این شخص مصرف کننده خوراک خوبی برایشان است نمی خواهند بگذارند که شخص از این موقعیت خارج شود و می خواهد بیاید کنگره یک روز ماشین خراب می شود یک روز یه اتفاقی می افتد که نیاید کنگره و اینها حربه های نیروهای منفی است که از طریق نفس اماره و نیروی جن که در وجود همه ی ما انسان ها قرار دارد که مرتب هی می گوید امروز نرو چیزی نمی شود ....
و اقای امین می گویند: امان از موقعی که یک مسافر همسفر بد داشته باشد و خیلی بد است که من همسفر در قسمت نفس اماره باشم و نتوانم حرکت کنم و به طرف ارزشها بروم و بند پای مسافرم هم باشم رهایی و زنده شدن یک انسان هدف خلقت و خداوند است من همسفر در کنار یک مصرف کننده قرار گرفته شدم به واسطه ی ناخالصی های درون خودم اگر ناخالصی نداشتم در کنار یک مصرف کننده قرار نمی گرفتم و بودنم در ضد ارزشها باعث شد که حس و روح مشترک ما را در کنار هم قرار داد .
که می گویند :اگر با نبودش هیچ میلی   چرا ظرف مرا بشکست لیلی 
و به واسطه ی کنار یک مصرف کننده بودن رنج ها و محرومیت ها کشیدم حالا قرار شد من هم در کنار یک مصرف کننده زنده و احیاء شوم وقتی که ما مردیم این جسم ما تن پوشی هست و نفس هست که تمام و کمال توسط فرشتگان مرگ تحویل گرفته می شود و اگر قرار باشد من با تمام این ضد ارزشها از این دنیا بروم در بعد دیگر هم چه بسا بدتر از اینجا باشم اگر مثلا معتاد یا دروغگو باشم اگر این صفت ها از من جدا نشود و من در مرجله ی نفس اماره بمیرم باید خیلی رنجها بکشم و من با قدرت اختیاری که بهم داده شد می توانم انتخاب کنم که از ضد ارزشها بیرون بیایم وبه کمال واقعی برسم که خدا می گوید (یا ایها النفس المطمئنه )و برسم آن نفس مطمئن و با اطمینان خالص شو شود خداوند در من هم به اجرا در بیاید . آقای مهندس می گویند: هیچ وقت از هیچ کسی نفس و اختیار تا دم مرگ گرفته نمی شود حتی کسی هم که در مرحله ی پالایش و تزکیه قرار گرفته نفس دارد اذیتش می کند اما به قدرت تشخیص رسیده و به آن قسمت بها نمی دهد وقتی وارد نفس لوامه می شوم یک شکر گزاری دارد وقتی نفس به مرحله ی میانه می رسد اول تبدیل شدن به یک انسان است که با انسانیت در این کره ی خاکی می خواهد زندگی کند نمی شود انسان در نا امیدی قرار بگیرد و بگوید من چقدر کارهای ضد ارزشی انجام دادم حالا مگه می شود این ضد ارزشی ها را کنار بگذارم گاهی پر خوری هم می شود ضد ارزش وقتی من مراحل نفس را می شناسم و به موجودیت خودم پی می برم که من برای خوردن و خوابیدن و هوای نفس به این دنیا نیامده ام به خودم و قوانینی که خداوند برای من گذاشته احترام می گذرام .در وادی نهم انسانها سر شار از رضائل و فضائل هستد که اینها صفت انسان است این صفات مثبت در مرحله ی نفس مطمئنه هست و صفات منفی جزو صفات نفس اماره است و صفت داخل مراحل نفس انسان است و مراحل نفس تعیین میکند که من در کدام مرحله هستم و کدام صفات به من می خورد مثلا بعضی اوقات انتقاد کردن را با صفات اشتباه می گیریم و میگوییم خیلی زود رنجی این صفت یک نوع انتقاد است اما می تواند صفت باشد در صورتی که به این یقین رسیده باشم که این صفت درون من هست شاید دارم از خودم دفاع می کنم که اقای مهندس در سی دی گمگشته گفتند که انسان مظلوم به خودش ظلم می کند انسان نباید خیلی هم مظلوم باشد ولی نباید با هر کسی هم که با من در افتاد بجنگم و توهین کنم و برای داشته هایم مثل ملک و زمین باید سند داشته باشم می خواهم به کسی وکالت بدهم باید سند داشته باشم نه اینکه بگویم خب به من گفته اند ببخشم و گذشت کنم .ولی اقای مهندس گفتند باید حقت را بگیری اما از طریق درست و قانونی نه با چاقو کشیدن و دعوا . اما بعضی مسائل صفت انسان هست اما می توانم بگذارم کنار .
کار کنگره 60 هم همین است که صفت انسان و جایگاه انسان را تغییر می دهد از طرف ظلمت به طرف نور سوق می دهد و کسی که مصرف کننده است در نفس اماره هست ولی وقتی در کنگره قرار گرفت و شروع به مصرف داروی اوتی کرد و خودش وقتی گریز هم بزند ناراحت می شود و کم کم با آموزشها در نفس لوامه قرار می گیرد و وقتی رها شد از لحاظ مصرف مواد در نفس مطمئنه قرار می گیرد و دیگر وسوسه نمی شود .
کمک راهنمای سیگار خانم زهرا :
در مورد تربیت نفس را نمی توان با گرسنگی تربیت کرد مثل همین که خودمان نمی توانیم با اصلا نخوردن از پر خوری دوری کنیم ولی آقای مهندس می گویند: همه چیز بخور ولی به اندازه و درست بخورم و نفس را تزکیه و پالایش و آموزش می توان به مرحله بالاتری رسانید .
در سی دی چراغ آقای مهندس دست چپ ما را به یک چراغ که منبع نور است و دست راست را مثل یک کلید مثال زده اند وقتی چراغی در دست من باشد میتوانم قفل ها را باز کنم و چراغ منابع آموزشی مثل سی دی ها ،نشریات و دست دیگرم تمام آموزشها کلیدی شد برای رفع مشکلات و این کلید ها و چراغها باعث شد که من تمام مراحل نفس را خوب بشناسم .
و هر دوقسمت یعنی هم در مورد جهان بینی به تکامل برسم و به موقع هم از کلید استفاده کنم به انوار الهی نزدیک می شوم و وقتی من به نور الهی نزدیک شدم باعث می شود خوب را از بد تشخیص دهم و نیروهای راستین به کمک او بیایند و نیروهای راستین تمام پیام آوران الهی هستند مثل آقای مهندس ،دیده بان ها ،ایجنت ،اسیستانت،مرزبانان ،کمک راهنماها و تمام کسانی که در کره ی زمین خدمتگزار ما هستند .
خانم یگانه :
رفتار و کردار و خواسته های من تعیین می کند که من الان در چه قسمتی از نفس قرار دارم و من با یاد خدا بودن هم می توانم مراحل نفس را بالا ببرم وقتی به قدرت خداوند اعتقاد و ایمان داشته باشم به آرامش و آسایش می رسم و من حتی اگر یک اعتقاد سوری هم به خدا داشته باشم به آرامش می رسم و اعتقاد و ایمان به خداوند نباید فقط به زبان باشد باید عملی و از دل باشد مثلا فقط نگویم غیبت و تهمت وووو... بد است ولی وقتی زمینه فراهم بود شروع به غیبت کنم یا مسافرم را قضاوت بی جا کنم وخیلی ها خود کشی کردند و اگر اینها به خدا اعتقاد داشتند غیر ممکن بود که دست به خود کشی بزنند خیلی از اندیشمندان هم بودند و هستند که فکر می کنند به خدا اعتقاد دارند ولی در عمل اینگونه نیستند مثل کسی که استاد این بود که به دیگران درس اعتقاد و ایمان و توکل به خدا را می داد  ولی وقتی یک روزی بچه ی خودش توی اتاق عمل بود نتوانست به خدا توکل کند و خودش پشت در اتاق عمل سکته کرد . اگر ایمان داشته باشم می دانم اگر امروز در سختی و رنج و مشکلی قرار گرفتم این هم ماندگار نیست و میگذرد .همان طور که نفس مراحلی دارد آقای مهندس گفتند بهشت و جهنم هم طبقاتی داردکه هفت طبقه بهشت و هفت طبقه جهنم دارد و قرار گرفتن من در این طبقات بستگی به این دارد که من در این بعد از حیات در چه مرحله ای بودم و در چه نفسی قرار دارم اگر من اینجا نفسم را به مرحله یبالایی ببرم خیلی راحت تر از بعد های دیگر است و تربیت نفس به زنجیر کشیدن آن نیست باید با آموزش نفس خود را بالا ببرم و تربیت کنم و خیلی ها  می خواستند با آزار اذیت کردن خودشان توبه کنند ولی نتوانستند مثل کسانی که سقوط آزاد یا روشهایی را پیش گرفتند تا اعتیاد خود را ترک کنند و در کنگره با آموزش و بدون آزار اذیت مسافران به درمان رسیدند و در این بعد من زمان را دارم و خیلی راحت می توانم تغییر کنم در صورتی که در بعد های دیگر زمانی ندارم مثل موقعی که خواب هستم و در عرض ده دقیقه در خواب خیلی کارها می کنم چون زمانی نیست پس تزکیه و پالایش در این جهان بسیار آسان تر از جهان های دیگر است و آقای مهندس می گویند در کتاب 60 درجه هر چه گفته شده من همزاد پنداری کنم و بدانم با من است نه اینکه فکر کنم اینها را به اقای مهندس فقط گفته اند مثل قوانین الهی که برای رسول خدا گفته شده برای من هم هست من هم پیرو ایشانم باید آنها را رعایت کنم گاهی ما در زندگی مشکلی داریم ولی برای راه حل آن فکر نمی کنم و فکر های پلیدی که می کنم فکر می کنم خیلی درست فکر کردم ولی چرا به نتیجه نرسیدم مثلا به یک نفر بدهکاری ولی به جای اینکه فکر کنی این پول را از کجا جور کنی قرضت را بدهی در فکر این هستی که ای کاش این طرف برود زیر ماشین بمیرد و یا ج چطوری بروم مدارکی پیش او دارم را پس بگیرم مثلا به یک نفر دو میلیون بدهکارم و کسی پیدا نمی شود که به من دو میلیون بدهد تا پس بدهم ولی می توانم از چند نفر چند تا پنصد تومن بگیرم و یک فکر درست نمی کنم و یا فکر نکنم کسانی که در نفس مطمئنه هستند نه که فکر کنیم دیگر نفس های دیگر با او کاری ندارند این جنگ بین عقل و نفس در همه هست ولی کسی که به نفس مطمئنه رسیده می تواند تشخیص خوب یا بد را بدهد ومیداند چه کاری معقول و جه کاری غیر معقول است  بدانم که همیشه باید در حال آموزش باشم وقتی که در سکون قرار گرفتم باعث سقوط من می شود اگر قرار بود کسی که در نفس مطمئنه هست القاءمنفی در اونباشد که میشد مثل فرشته ها و هیچ حسی نداشتند . 
پس مثل کم خردان نباشم که اول حرفم یا کارم را انجام دهم و بعد بگویم حالا برای این مشکل چکار کنم یا بخواهم همیشه از دیگران عذر خواهی کنم مثل خردمندان باشم همیشه برای هر کاری اول فکر کنم و خوب و بد آن را بسنجم و بعد آن کار را بکنم و همیشه دو تا صدا در درون من هست که صدای اولی صدای عقل است که می گوید صبور باش امیدوار باش تلاش کن درست می شودوبلافاصله صدای  نفس می گوید آخرش که چی زندگی ارزشی ندارد آخرش مرگ است و مرا به عماق تاریکی ها میبرد پس حواسم باشد و القائات منفی را قبول نکنم و نگذارم نفس اماره در مقابل عقل من پیروز شود که اگر چنین شود فرماندهی از عقل گرفته میشود و به دست نفس اماره می افتد و از طریق نفس ضربه فنی می شود .
 
نگارنده:همسفر یگانه لژیون15
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 5 اسفند 1398 08:06 ق.ظ
خداقوت خدمت خانم زهرا و رهجوهاشون انشالله همیشه موفق و پایدار باشید
زهرا۰ب پنجشنبه 1 اسفند 1398 10:30 ب.ظ
خداقوت خدمت کمک راهنماخانم زهراعزیزوهمسفران عزیز این لژیون پاینده باشید
خداقوت وسپاس خدمت خانم یگانه عزیز بابت خدمات خوبشون موفق باشید
زهرا همسفر محسن پنجشنبه 1 اسفند 1398 11:48 ق.ظ
از مدیر محترم وبلاگ سرکار خانم فاطمه صمیمانه سپاسگزارم دستور جلسه عالی بود واز رهجوهای فعال که به این زیبایی مشارکت داشتن ممنونم به امید روزی که همه ما به فرمان عقل نزدیک شویم از همسفر عزیز خانم یگانه سپاسگزارم
هسفر فاطمه کیقبادی پنجشنبه 1 اسفند 1398 10:02 ق.ظ
با تشکر از کمک راهنما محترم خانم زهرا و خدا قوت به همسفر یگانه،عالی بود
همسفر مریم.س از لژیون 15 چهارشنبه 30 بهمن 1398 04:57 ب.ظ
خداقوت خدمت خانم زهرای عزیز و همسفران لژیون پانزده مخصوصا خانم یگانه محترم
محبوبه .ا چهارشنبه 30 بهمن 1398 02:35 ب.ظ
خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم زهرای عزیز و همسفران لژیون پانزدهم عالی بود ممنون
همسفر مریم برزه کار چهارشنبه 30 بهمن 1398 12:10 ب.ظ
خدا قوت به خانم زهرای عزیزم و خدا قوت به خانم یگانه گل.انشالله همیشه موفق باشید و برایتان آرامش ارزومندم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو