کارگاه آموزشی خصوصی روزهای دوشنبه 98/9/25،ویژه همسفران
چهارشنبه 27 آذر 1398 ساعت 12:41 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )

چهارمین جلسه از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی  همسفران کنگره 60؛ نمایندگی میرداماد با استادی اسیستانت محترم همسفر سهیلا، نگهبانی همسفر اسمیراو دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه (جشن گلریزان) در روز دوشنبه25 آذرماه 1398 ساعت 15:00آغاز به کارکرد.


همه جمع شده‌ایم دورهم تا جشن خوب و پربرکتی را در کنار همدیگر برگزار کنیم. مسئله‌ای که مطرح است این است که انسان برای انجام هر کاری که در زندگی می‌خواهیم انجام دهیم باید علت آن را بدانیم و طرف حسابمان را باید به‌نوعی بشناسیم.این‌که برای چه می‌خواهم به کنگره کمک کنم؟ طرف حساب من در این کمک کردن کیست ؟ این خیلی مهم است چون وقتی پاسخی به این سؤال می‌دهید درواقع اون پاسخ شما بیانگر حرکتی است که شما در بخشش امروزتان انجام می‌دهید. گاهی من کمک می‌کنم ولی حالت کورکورانه دارد یا حالتی که از روی معرفت ، شناخت و آگاهی نیست و اصلاً نمی‌دانم دارم چه‌کار می‌کنم؟ چون اسیستانت الآن می‌بیند این کار را می‌کنم؟!! یعنی هیچ ایده و هدف خاصی و تفکر خاصی پشت اون بخشش نیست! اگر امروز این‌گونه ببخشی مطمئن باشید سال آینده پشیمان می‌شوید. اگر امروز آمدید و مقداری کمک کردید و بخشش شما به این حالت بود که نمی‌دانستید کجا دارید سرمایه‌گذاری می‌کنید قطعاً سال آینده اگر پاسخی دریافت نکنید برای آن چیزی که منتظرش هستید که درواقع از کائنات دریافت شود اگر اون پاسخ را دریافت نکردم دیگر امسال کمک نمی‌کنم؟ چرا؟ چون حال درونی من خوب نشده است؟ چون هیچ موتور محرکی برای من روشن نشده که امسال بتوانم کمک کنم. حس من هیچ تغییری نکرده و چه‌بسا حالم هم خراب‌شده است. پس دریافت حس خیلی مهم است. این‌که من ببینم برای چه دارم حرکت می‌کنم.


درست است که آقای مهندس می‌گوید حساب ما با رهجو ها و با همه صفر است یعنی می‌گویند هیچ مسئله‌ای نیست و می‌توانی کمک کنی و می‌توانی کمک نکنی. آن‌ها کاری با ما ندارند و این من هستم که باید ببینم کجای کار هستم. یک‌وقت‌هایی شما بر اساس احساس دینی که به کنگره‌داری کار انجام می‌دهی یک‌وقت‌های بر اساس این‌که انسان هستید کار می‌کنید و این خیلی متفاوت است. ما اگر امروز داریم به کنگره 60 کمک می‌کنیم پاداش آن را قبلاً دریافت کرده‌ایم. حتی اگر مسافر ما به رهایی نرسیده باشد. درست است که در کنگره به دنبال بزرگ‌ترین هدفمان این است ولی من بارها و بارها گفته‌ام کمترین چیز که در کنگره به یک نفر داده می‌شود رهایی مسافرش است خیلی چیزهای بالاتر هست . کدام‌یک از ما می‌تواند به واقعیت ادعا کند که قبل از این‌که آمدیم و وارد کنگره شدیم اصلاً معنای یکسری مطالب را درک می‌کردیم؟ می‌دانستیم محبت واقعی چیست؟ می‌دانستیم حس چیست؟ می‌دانستیم نفس چیست؟ می‌دانستیم عقل چیست؟ نیروی نفس مطمئنه و لوامه و اماره را می‌دانستیم؟ شاید در کتاب‌ها خوانده بودیم ولی لمس نکرده بودیم حسش نکرده بودیم ؟ آیا نوع نگاه من نوعی الآن نسبت به زندگی ، نسبت به خداوند نسبت به مسافرم نسبت به فرزندم با نوع نگاه من نسبت به قبل از آمدنم به کنگره یکی است؟ هیچ‌کدام نمی‌توانیم مدعی این موضوع باشیم. همه‌مان به‌نوعی تغییر کرده‌ایم همه‌مان نگاهمان عوض‌شده است. برمی‌گردیم به خودمان ببینیم چقدر ما عوض‌شده‌ایم و چقدر تغییر کرده‌ایم که این‌یک بُعد قضیه هست و کنار می‌گذاریم و بُعد بعدی قضیه این است که من بیایم و بگویم من یک انسانم ، خداوند من را آفرید و مسئولیتی به نام اختیار را بردوش من گذاشت و اکنون من مسئولم. امروز هیچ‌کدامتان مجبور نیستید کمک کنید و هیچ اجباری در شما وجود ندارد. مختار هستید که انتخاب کنید .


یا کمک بکنید یا کمک نکنید ولی آن چیزی که به شما کمک می‌کند که الآن تفکرتان درست جواب بدهد این است که برگردید و نیم‌نگاهی به گذشته بی اندازید و به تغییراتی که کرده‌اید و بعدازآن طرف موضوعی هست که گاهی من می‌بخشم و انتظار دارم ، توقع و چشم‌داشت بازگشت دارم من مثلاً دو میلیون می‌دهم پنج میلیون و ده میلیون می‌دهم و حتماً به من برگردد . این را در نظر نمی‌گیرم و اینجا مسئله کنگره نیست و نه برای کنگره این موضوع راداریم به‌صورت کلی می‌گوییم. و این‌که ما آمده‌ایم به کنگره و فرصتی در اختیار ما قرار داده‌شده جای خودش را دارد و جای شکرگزاری و سپاسگزاری خودش را دارد و ما این را کنار می‌گذاریم و ما در جهان هستی به‌عنوان یک انسان هستیم و آفریده شدیم به‌عنوان یک انسان. یک انسان را اگر مادیات را از او بگیریم و اگر ظواهرش را از او بگیرند ، چی از او باقی می‌ماند؟ چیزی که فناناپذیر است چیزی که در درونش است. اون تفکر او ، اندیشه‌ی او ، محبت و عشقش ... این‌ها می‌ماند و مادیات هیچ! چون من انسان مالک آن نیستم و مالک آن چیزی هستم که در درون من وجود دارد و مالک آنچه در بیرون وجود دارد نیستم. آن چیزی که در بیرون وجود دارد اون وسیله و ابزاری است که من به‌واسطه‌ی اون وسیله یا ابزار خودم را بسازم یا این‌که باعث تخریب خودم بشوم و باز اینجا به موضوع اختیار برمی‌گردد.


همه‌ی ما در کنگره هستیم و به‌نوعی با بعضی مسائل آشنا شده‌ایم. با این‌که ما فناناپذیر هستیم و ما جهآن‌های دیگر را به دنبال داریم و حالا حالاها هستیم ولی مادیات ما نیست و مادیات منتقل نمی‌شود . اون عشق منتقل می‌شود. آن بخشش و محبت منقل می‌شود . پس باید حواسمان را خوب جمع بکنیم و نگاهی به کائنات بیندازیم. شما یک زمین شور را در نظر بگیرید و بدترین نوع آب را هم در نظر بگیرید و بذری بکاری بازهم به تو حاصل می‌دهد. شعری هست که می‌گوید تونیکی می کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز . این شعر خیلی جای تأمل دارد. یعنی در شرایطی که بهترین شرایط راداری می‌بخشی در دجله هستی منبع آبی و می‌بخشی. از چی می‌بخشی مگر مال خودت است؟ از خودت که نمی‌بخشی ! آن چیزی است که خداوند به تو امانت‌داده . در بهترین شرایط می‌بخشی در شرایطی که آب و نعمت فراوان است بعد کجا به تو کمک می‌کند در بیابان یعنی آنجا که شرایط سختی در زندگی‌ات هست آنجا که دیگر از همه‌جا رانده و مانده شده‌ای آنجا خدا به تو کمک می‌کند . اما شکل کمکت این‌گونه نیست که شما پول دادی بیاید و به تو پول بدهد، شکل کمک خیلی فرق می‌کند. همین‌که به کنگره می‌آیی و یک تازه‌وارد را با تمام وجودت بغل می‌کنی و او را می‌بوسی ، بغلش می‌کنی و درواقع به او عشق می‌دهی و این خودش جای سپاسگزاری و شکرگزاری دارد. یعنی شما نمی‌دانید در چه جایی هستید و من هم نمی‌دانم! و هیچ‌کدام از ما نمی‌دانیم کنگره چقدر عظمت دارد. حالا این کائنات چندین برابر به شما می‌دهد. یک گردو می‌کاری و هزارتا گردو برداشت می‌کنی و این چیزی است که در خزانه کائنات است اگر بخشیدی و به دنبال آن در پی چشم‌داشت و برگشت و توقع بازگشت نداشتی بخشیدی فقط به خاطر بخشش. اینجا طرف حساب تو خداست. می‌بخشی چون خداوند از تو خواسته ببخشی . می‌بخشی چون قطعه‌ای از وجود خداوندی و خداوند رحمان و رحیم است. هرروز هم داریم تکرار می‌کنیم ، بسم‌الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان، چقدر از این بخشش در وجود من هست؟ چقدر می‌توانم بگذرم و چقدر می‌توانم ببخشم؟ آقای مهندس دریکی از سی‌دی‌های خود می‌گویند لازم نیست شما مسلمان باشی و بگویی من کلیمی‌ام یا مسیحی‌ام یا یهودی‌ام. اصلاً مهم نیست . مهم این است که مثل حضرت محمد(ص) که پیام‌آور اسلام است مثل او عمل بکنیم.


در کتاب 60 درجه هم آمده که به حضرت محمد(ص) وحی شد که به‌موقع باید هم مالت را ببخشی و هم جانت را ! این یعنی حرکت درراه اسلام . شیعه بودن مهم نیست ، مثل حضرت علی (ع) عملکرد داشتن مهم است . مثل امام حسین (ع) عمل کردن مهم است پس همه‌چیز برمی‌گردد به عمل. به الگو نگاه کنیم که آن‌ها چگونه عمل کردند و ما چگونه می‌خواهیم عمل کنیم؟ این بُعد انسانیت است و کاری با کنگره ندارد چیزی است که وظیفه‌ی انسانی ما در جهان هستی است که ان‌شاءالله همه‌ی ما بتوانیم از عهده‌ی آن بربیاییم

این جهان کوه است و فعل ما ندا / بازمی‌آید این نداها را صدا 

ما یکسری هستیم که به کائنات می‌گوییم بده بده بده و کائنات هم می‌گویند بده بده بده ، دقیقاً همان چیزی که می‌گوییم را به ما برمی‌گرداند. حالا اگر من به کائنات گفتم من چگونه می‌توانم به شما خدمت کنم همان به من برمی‌گردد و کائنات به من می‌گوید من چگونه می‌توانم به تو خدمت کنم یعنی دقیقا همان‌که می‌گویی را بازخوردش را می‌گیری. همان‌که می‌کاری را درو می‌کنی . منتها در کائنات درو کردن فرق می‌کند یکی می‌دهی صد تا پس می‌گیری هفت‌صدتا پس می‌گیری و این فرق می‌کند. ولی مشروط به این‌که بدون چشم‌داشت باشد و با عشق بپردازی و عشق چاشنی کارت باشد و اگر عشق نباشد ارزشی ندارد. نکته مهم دیگر این است که در کتاب 60 درجه هم آمده و در مورد کنترل نقاط حساس صحبت می‌کند و یکی از نقاط حساس ما انسان‌ها ماده‌پرستی است و در کتاب 60 درجه کامل گفته که اگر می‌خواهی از فعالیت این نقاط حساس کم کنی که برای رسیدن به تکامل باید کم بکنی ، این است که بتوانی تصاویر ذهنی‌ات را کنترل کنی. و باید جایگزین داشته باشد و جایگزین چیزی است که در کنگره دریافت کرده‌ایم و هیچ موقع این نباید یادمان برود.


چی از کنگره گرفتی و چقدر برایت ارزش دارد؟ رهایی مسافرت چقدر می‌ارزد؟ آرامشی که در زندگی به دست آوردی چقدر می‌ارزد؟ چقدر حاضر بودی بپردازی تا فقط یک روز روی آرامش را ببینی؟ علمی که در کنگره دریافت کردی چقدر می‌ارزد؟ نوع نگاهت به زندگی که عوض شد چقدر می‌ارزد؟ اگر به شما اجازه داده شد که خدمت کنی چقدر می‌ارزد؟ اگر اجازه داده شد به فرد حال خرابی کمک کنی که راهش را پیدا کند چقدر می‌ارزد ؟ پس قیمت‌گذاری بکن. عمل سالم یعنی همین وگرنه درگیر تصاویر ذهنی‌ات می‌شوی. و مسئله دیگر این است که در بخشش حتماً باید دانایی اتفاق بیافتد و زمانی اتفاق می‌افتد که هر موضوعی بتواند در ذهن من در زندگی من و در حال من تغییر ایجاد کند. اگر تغییری ایجاد نکند دانایی اتفاق نیفتاده است. می‌گویند بخشش خیلی خوب است چون دانایی است ولی این‌که من بفهمم که بخشش خیلی خوب است این در صورتی دانایی است و دانایی‌اش در زندگی من اتفاق افتاده است که من ببخشم و طی کنم این مسیر را و نتایج آن بخشش را در زندگی خودم ببینم و در  حس و آرامش خودم ببینم.

و نکته بسیار مهم دیگر این است که تک‌تک شما با هر مبلغی که می‌خواهید بپردازید مهم این است که با چه تفکری و با چه حسی داری پرداخت  می‌کنی و این مهم است. خودتان می‌دانید بزرگ‌ترین آرزوی بنیان کنگره 60 تأسیس آکادمی است که میلیاردها میلیارد تومان نیاز دارد تا یک آکادمی بین‌المللی شکل بگیرد، حال این آکادمی چه می‌خواهد بکند؟ افق دیدتان را گسترده‌تر از این بکنید که من مدیون کنگره هستم و باید دینم را بپردازم. گسترده‌تر فکر کنید این‌که من کمک کنم تا شعبه میرداماد ساخته شود ، نه . قبیله‌ای فکر نکنید ، ملیتی فکر نکنید چون کنگره این‌جوری فکر نمی‌کند. گاهی من فقط به خودم فکر می‌کنم گاهی خانواده و آشنا و قومم را در نظر می‌گیرم  گاهی شهرم و کشورم را در نظر می‌گیرم و گاهی جهان را در نظر می‌گیرم. کنگره 60 جهان بشریت را در نظر دارد و جهانی فکر می‌کند. این خلی مهم است که من هم جهانی فکر کنم. فکر کنید آکادمی دارد تشکیل می‌شود ، فکر کنید بسیاری از بیماری‌ها با متد dst دارد درمان می‌شود، می‌خواهد درمان شود و همان تئوری ایکس است. ارائه‌شده بسیاری از بیماری‌های روان‌تنی که هیچ درمانی برای آن‌ها وجود ندارد مثل خودشیدایی، افسردگی و ... کنگره می‌خواهد چنین کند. که درد و رنج یک انسان را کم کند. چه سعادتی نصیب من شده است که می‌خواهم در عملی به این عظیمی و به این وسعت سهیم شوم. درد و رنج یک انسان در دورافتاده‌ترین نقطه این کره زمین. آنجایی که دست هیچ انسانی به آن نمی‌رسد. قرار است هم‌چین اتفاقی بیافتد درواقع قرار است علم کنگره به آنجا منتقل شود. قدر خودمان را بدانیم.

 

به وقت‌هایی کمک می‌کنیم مسجد بسازیم. مسجد مال کیست ؟ مال افراد باایمان نمازخوان درستکار و ... ولی کنگره چی ؟ انسان‌هایی که از جامعه‌شان و از خانواده شان طرد شده اند. دارند می آیندو به درمان می رسند. این درمان در کنگره به حرف و سخن نیست کار خیلی عظیمی دارد اتفاق می افتد. اگر ماهیت کنگره را درک کنم حالا می دانم برای چه دارم می بخشم آن موقع دیگر برایم تفاوتی نمی کند و مهم عشقی است که به این بخشیدن دارم. آنچه می‌خواهم به کنگره بدهم پشت آن تفکر عظیمی است

واقعاً بنشینید و از بخشش بنویسید راجع به چیزهایی که کنگره به شما داده بنویسید راجع به دردهایی که کشیده‌اید بنویسید. تک‌تک شماها خودتان یک کتابید. تک‌تک شما درواقع سند این هستید که کنگره چقدر می‌تواند یک انسان را به معنای واقعی احیا کند و الحق که نام آن جمعیت احیای انسانی کنگره 60 است.ان‌شاءالله که قدر بدانیم و نکته خیلی مهم دیگری هم که هست و آقای مهندس در جشن خانم‌های مسافر مطرح کردند و گفتند که یکی از اهداف من درواقع این هست که بتوانم برای خانم‌های مسافر یک ساختمان را تهیه کنم . چقدر در زندگی آرامش دارید؟ خانواده‌دارید؟ عشق  دارید؟ محبت دارید ؟ فرزند و شوهرتان به شما احترام می‌گذارند؟ زندگی خوب و سقفی بالای سرتان دارید؟ ولی خانم‌های مسافر این‌ها را ندارند. یک بانوی مصرف‌کننده مواد مخدر مجبور می‌شود به خاطر مواد مخدر هزاران هزار تحقیر و سرزنش را تحمل کند. این هم کاری است که شما دارید سهیم می‌شوید. ارزش کارتان کم نیست. حتی آن‌کسی که 5 یا 10 هزار تومان کمک می‌کند. ارزش کارتان مهم است نه مبلغ آن . اگر هزاران هزار سال ، سالیان متمادی به کنگره بیاییم و برویم بازهم کم است. مخصوصاً کسانی که دارند به کنگره کمک می‌کنند. این خدمت چه مادی چه معنوی و چه علمی فرقی  نمی‌کند داری به یک‌نفس کمک می‌کنی که احیا بشود . شما نمی‌دانید کمک راهنمایان گروه مسافر چه‌کار عظیمی رادارند انجام می‌دهند. یک مصرف‌کننده‌ای که با تمام تحقیرها ،سرزنش‌ها ، حقارت‌ها و هتک حرمت و انگ‌ها وارد یک لژیون می‌شود. این گُلی که داده می‌شود پشت آن هزار و یک قصه است. قصه‌ای حقیقی و واقعی. کمی چشممان را بازکنیم و از حرف‌هایی که به درد نمی‌خورد کناره‌گیری کنیم. زندگی یعنی همین ، نه اینکه فرشت را عوض کنی و تلویزیون را عوض کنی ! ان‌شاءالله که واقعاً بدانیم کجا هستیم و نهایت استفاده را از کنگره ببریم و هیچ تبلیغی هم در کار نیست . فقط این‌که بدانیم کجا هستیم و قدر خودمان را بدانیم و تلاش کنیم و اگر آقای مهندس را دوست داریم به خاطر آرزوی ایشان که آن‌هم برای جهان بشریت است . به خاطر تحقق آرزوی آقای مهندس درواقع بتوانیم از مال خود بگذریم.


مالی که اصلاً مال ما نیست. به مالت نناز به شبی بنده / به حسنت نناز به تبی بنده.  معلوم نیست آن دیگر باشیم یا نباشیم و خبری نداریم. فقیر واقعی کسی است که فقط به خودش فکر می‌کند چون فقط به خودش فکر می‌کند نمی‌تواند کمک کند. چون فقط خودش و خانواده خودش را در نظر می‌گیرد و این معنای واقعی فقر است. وقتی با کائنات فقیرانه برخورد کنی قطعاً کائنات هم با تو فقیرانه برخورد خواهد کرد. ان‌شاءالله که همه‌مان در تمام موارد در زندگی‌مان که فقط کنگره نیست و بیرون هم هزاران مورد دیگر هست اگر می‌خواهیم کاری بکنیم و عشقی بدهیم و بخشش داشته باشیم فقط به خاطر حقیقت انسانی خودمان باشد و این را هم بگویم میکل‌آنژ مجسمه حضرت داوود را که می‌خواست پیکرتراشی کند گفت حضرت داوود داخل ستونی از مرمر بود، وجود داشت. من آن را به وجود نیاوردم آن وجود داشت. من فقط آمدم پیکرتراشی کردم، اضافات آن را گرفتم و ریختم و آنچه خداوند در درون آن ستون مرمر قرار داده‌شده بود نمایان شد. ما هم همین‌طور هستیم حقیقت واقعی ما و هنر ما در زندگی همین است که حقیقت واقعی که داریم به‌عنوان یک انسان در داخل همان ستون مرمر پنهان است و این اضافات را کم کنیم و کنار بزنیم تا حقیقت واقعی‌مان ، آن مجسمه حضرت داوود که از آن آمد بیرون و آن‌قدر زیبا بود آن حقیقت واقعی بیرون بیاید و خودش را نمایان کند. هدف خداوند همین است و ان‌شاءالله که بتوانیم تک‌تک صفات خداوند را در درون خودمان متجلی بکنیم.





















با سپاس از تمامی عزیزانی که در بر پای این جشن با شکوه ما رایاری دادند،ایجنت محترم اقا احسان،اسیستانت عزیز خانم سهیلا و تمامی همسفران شعبه میرداماد



نگارنده:همسفر الهام لژیون 5
تصویرگر:کمک راهنما همسفر اکرم


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هسفر فاطمه کیقبادی شنبه 30 آذر 1398 06:50 ب.ظ
بنشینید و از بخشش بنویسید راجع به چیزهایی که کنگره به شما داده بنویسید راجع به دردهایی که کشیده‌اید بنویسید. تک‌تک شماها خودتان یک کتابید. تک‌تک شما درواقع سند این هستید که کنگره چقدر می‌تواند یک انسان را به معنای واقعی احیا کند و الحق که نام آن جمعیت احیای انسانی کنگره 60 است.
خانم سهیلا عزیز،مثل همیشه از استادی پر بارتون لذت بردیم،ممنون بابت همه ی زحمتهاتون
الهام دازلژیون ۵ پنجشنبه 28 آذر 1398 11:07 ب.ظ
باتشکروعرض خداقوت به خانم الهام عزیزم که در سایت عاشقانه خدمت میکنه انشاالله خداوند بهترینهارو برایشان رقم بزنه
الهام دازلژیون ۵ چهارشنبه 27 آذر 1398 09:12 ب.ظ
عرض سلام و ارادت خدمت اسیسنت محترم شعبه میرداماد خانم سهیلا عزیزم خوشحالم که در جایگاه استادی میبینمتون وتبریک به سمیرا عزیزم در جایگاه نگهبانی عرض خداقوت به تمام خدمتگزاران کنگره ( دست هایی که کمک میکنند مقدس تراز لبهایی هستند که دعامیکنند)
مریم از لژیون دهم چهارشنبه 27 آذر 1398 08:07 ب.ظ
جشن بسیار با شکوه برگزار شد.ممنون از خانم سهیلا عزیز و خانم اکرم عزیز و همه کمک راهنماهای عزیز.و تبریک به همه همسفران عزیز
زهرا۰ب چهارشنبه 27 آذر 1398 12:37 ب.ظ
خدا قوت خدمت استاد ونگهبان ودبیر محترم
خدا قوت خدمت اسیستانت محترم خانم سهیلا عزیز بابت سخنان باارزش انشالله بتوانم همیشه دست بخشندگی راداشته باشم وصحبتهای شما راسرلوحه زندگی ام قرار بدهم ممنون از شما که در کنار ماهستید وخداروشکر میکنم که در کنار شما بزرگوار هستم
خدا قوت وتشکر خدمت تمام عزیزان خدمتگزار لژیون سردار دست تک تک شما عزیزان رامیبوسم
خدا قوت خدمت خانم الهام عزیزم
تشکر وخداقوت خدمت کمک راهنما عزیزم خانم اکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic