گزارش لژیون پزشکان پارک طالقانی جمعه 1398/8/17؛ «رابطه یادگیری با معرکه‌گیری» و سی دی «بیل»
پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت 10:28 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر زهره (لژیون دوم) | ( نظرات )

 سومین جلسه از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 مخصوص لژیون پزشکان پارک طالقانی با دستور جلسه«رابطه یادگیری با معرکه‌گیری» و سی دی «بیل» با استادی دکتر بهنام، نگهبانی جناب مهندس و دبیری مسافر محسن در روز جمعه 98/8/17 ساعت 8 صبح آغاز بکار نمود.


معرکه‌گیری اشاره به صفتی می‌کند که بار مثبتی ندارد و به‌عنوان یک مکانیسم دفاعی توسط ما آدم‌ها استفاده می‌شود زمانی که مرتکب اشتباهی می‌شویم، در تمام سطوح می‌تواند اتفاق بیافتد.

سلام دوستان بهنام هستم مسافر:

این‌جانب دکتر بهنام شاه‌محمدی هستم، پانزده، بیست سال است که در حوزه اعتیاد فعالیت دارم و حدود ده سال است که کلینیک خود را دایر کردم و نزدیک به پنج سال است که افتخار آشنایی با کنگره و خدمت را دارم


دستور جلسه امروز رابطه یادگیری با معرکه‌گیری است؛ کلمه معرکه‌گیری اشاره به یک نمایش خیابانی دارد که در گذشته بیشتر مرسوم بوده است؛ اما در بحث معرکه‌گیری اشاره به صفتی می‌کند که بار مثبتی ندارد و به‌عنوان یک مکانیسم دفاعی توسط ما آدم‌ها استفاده می‌شود زمانی که مرتکب اشتباهی می‌شویم، در تمام سطوح می‌تواند اتفاق بیافتد. بین دو دوست، در ارتباطات خانوادگی، در سازمان، در همه سطوح جامعه بحث معرکه‌گیری را می‌توانیم داشته باشیم. مثال‌های زیادی را جناب مهندس در سی دی این مبحث عنوان می‌کنند؛ یک مثالی که شاید ما خودمان با آن برخورد داشتیم: پدری لیوان آب نیم‌خورده را می‌گذارد روی فرش و وقتی فرزندش ازآنجا رد می‌شود پایش به آن می‌خورد و لیوان آب می‌ریزد و اول قصه می‌شود، یعنی یک بحث ساده که با یکی دو جمله عذرخواهی و تمیز کردن تمام می‌شود، آنجا تبدیل به یک جنجال شده که مگر نمی‌بینی، کوری مگر، با این وضعیت به هیچ جا نمی‌رسی، اصلاً مقصر مادر تو است، من از صبح تا شب دارم تلاش می‌کنم ... و یک فشار سنگین و ترس در بچه به وجود می‌آورد به خاطر این نوع برخورد. حالا من می‌خواهم این‌طور نگاه کنم که چه چیز باعث می‌شود آدم‌ها وارد بحث معرکه‌گیری می‌شوند. معرکه‌گیری خیلی شبیه به مکانیسم دفاعی است که در روانشناسی با نام فرافکنی می‌شناسیم. فروید صحبت می‌کند که یک اشتباه گاهی اوقات در انسان‌ها یک اضطراب زیادی را باعث می‌شود که آن اضطراب این‌قدر سنگین است که شخص شروع به فرافکنی می‌کند. چرا اشتباه به اضطراب ختم می‌شود، ترس ناشی از این اشتباه در ذهن او نهادینه می‌شود که هر موقع من این اشتباه را مرتکب شوم، احتمالاً یک حمله سنگینی ممکن است نسبت به من انجام شود؛ و نیز برای فرار از اضطراب، تقصیر را گردن دیگری می‌اندازد؛ پس بحث ترس در این بازی بسیار مهم است. نکته دیگری که می‌تواند این قضیه را به وجود بیاور‌د احتمالاً بحث غرور است، متأسفانه بعضی از ما آدم‌ها به علت غرور کاذبی که داریم، به علت این باور اشتباه که داریم، اصولاً ما قرار نیست اشتباه کنیم، اصولاً شأن و جایگاه ما فراتر از آنی است که دچار خطا شویم و اگر اتفاقی افتاده است من نمی‌توانم در آن دخیل باشم. من به‌عنوان پدر در خانواده اصلاً درست نیست که در مقابل فرزندم به‌اشتباه خودم اقرار کنم. این غرور و جایگاه کاذبی که برای خودمان به وجود می‌آوریم در حقیقت همان نکته‌ای است که خیلی اوقات ما را وارد بازی فرافکنی و معرکه‌گیری می‌کند که بتوانیم خودمان را از زیر بار اضطراب ناشی از آن اشتباه دور کنیم. اگر دقت کنیم، دو عامل ترس و اضطراب ای که یک نفر در خود حس می‌کند و می‌داند که دارد اشتباه می‌کند اما آن دو عامل باعث می‌شود که اشتباه را گردن کس دیگری بیندازد؛ اما یک عامل سومی هم در این میان نقش دارد و آن بحث جهل است؛ یعنی بعضی‌اوقات افرادی هستند که باور آن‌ها این است که اصلاً تقصیر آن‌ها نبوده است. به عینیت باور دارد که ایراد از آدم‌های دیگری است، آن‌ها مشکل دارند، آن‌ها کارشان را درست انجام نداده‌اند، آن‌ها دقت نکرده‌اند و معتقد هستند که واقعاً بی‌تقصیر هستند و این کار را سخت می‌کند و برخورد با این آدم‌ها، درمان این عزیزان و تغییر نگرش آن‌ها که قبول ندارند مشکلی دارند و اصلاً برای جل مشکل اقدام نمی‌کنند و اصلاً نمی‌پذیرند که حرکت کنند به سمت حل مشکل، بسیار سخت است و به‌قول‌معروف که: آن‌کس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکّب ابدالدهر بماند، واقعاً در مورد این افراد مصداق پیدا می‌کند. در بحث درمان اعتیاد هم آن جهل است که کار را سخت می‌کند و اجازه نمی‌دهد که این عزیزان در مسیر درست درمان قرار بگیرند. بزرگ‌ترین هنر ما در فرایند درمان برخورد با جهل این افراد است که بتوانیم این افراد را به سمت دانایی حرکت بدهیم و به موفقیت برسیم. عزیزانی که در فرایند درمان دچار معرکه‌گیری می‌شوند پروسه سختی برای خودشان و دیگران به وجود می‌آورند. نکته مهم ای که همه درمانگران عزیز باید در مسیر درمان به آن دقت کنند، این است که افرادی که وارد پروسه درمان می‌شوند شروع می‌کنند به غر زدن، ایراد گرفتن و بهانه گرفتن، هجمه‌هایی نسبت به راهنما و ... این نشان‌دهنده این است که این فرد از درمان خارج شده است یا می‌خواهد خارج شود؛ بنابراین بحث معرکه‌گیری در پروسه درمان یک هشدار برای درمان گر است که حواس خود را از آن به بعد بیشتر جمع کند به دو علت: یک علت این است که فرد را به مسیر اصلی برگرداند و دلیل دوم اینکه افرادی که وارد فاز معرکه‌گیری می‌شوند مثل یک سیب گندیده می‌مانند در میان جعبه سیب سالم یعنی اینکه توانمندی این را دارند که افراد دیگر لژیون را نیز با خود همراه کنند؛ و هنر راهنما این است که به‌موقع تشخیص داده و از این روند جلوگیری به عمل آورد.

 

سلام دوستان دکتر مسعود هستم مسافر:

به‌هرحال در هستی هر موجودی که به دنیا می‌آید یک فرایند رشدی را طی می‌کند که نیازمند یادگیری هست؛ یادگیری سه جزء دارد: یادگیرنده، یاد دهنده و آن چیزی که باید یاد داده شود. اگر این فرایند بر مبنای درست و مسیر ارزشی باشد، طبیعتاً باعث رشد و تعالی انسان و هر موجودی خواهد شد. یک انسان هم اگر موضوع درستی را یاد بگیرد رشد خواهد کرد و اما در کنار یادگیری آفت معرکه‌گیری وجود دارد، کسی در فرایند و مسیر یادگیری قرار می‌گیرد که منیت را کنار بگذارد و قبول کند که نمی‌داند، سؤال می‌کند، جستجو می‌کند و به دنبال آن می‌رود اما در معرکه‌گیری ما سؤال نمی‌کنیم، می‌ایستیم ببینیم چه اتفاقی می‌افتد، بعد آن اتفاق را توجیه می‌کنیم؛ معتاد می‌شویم می‌گردیم به دنبال دلایل عجیب‌وغریبی که چرا من معتاد شدم. البته همه دلایلی که بحث شد هست، اضطراب، افسردگی در اعتیاد نقش دارد؛ اما می‌گوید پدرم در گوش من زد و من معتاد شدم و ... این‌ها همه توجیه است. ما باید به ارزش‌هایمان برگردیم و ببینیم که از این زندگی چه می‌خواهیم. طبق سی دی بیل بپذیریم که هرکسی برای یک مأموریتی، برای یک کاری به دنیا آمده است و ما بگردیم و مأموریت خود را پیدا کنیم و طبق آن پیش برویم نه اینکه هرچه پیش می‌آید آن را توجیه کنیم و با بهانه‌های واهی بخواهیم خودمان را بی‌تقصیر جلوه دهیم. هر مشکلی که پیش می‌آید هر دو طرف مقصر هستند ولی ما در معرکه‌گیری سعی می‌کنیم سهم گناه دیگران را بیشتر کنیم و سهم خودمان را کمتر؛ و این اساس خیلی از مشکلات جامعه ما است و می‌بینیم که چقدر در جامعه تنش و درگیری به وجود می‌آید فقط به خاطر اینکه می‌خواهیم خودمان را توجیه کنیم. ما باید از این حالت دست بکشیم به آنجایی برسیم که بفهمیم روش درست زندگی چه هست و آن راه را برویم. یک جمله جالب فرموده‌اند آقای مهندس که: بزرگ‌ترین زرنگی‌ها در سادگی است و کوتاه‌ترین راه صراط مستقیم است. خیلی ممنون.

 قدیم‌ها نوشته بودیم: صدبار اگر توبه شکستی باز آی، یعنی اگر صدبار هم زدی، دومرتبه برگرد؛ اما الآن دیگر این کار را نمی‌کنیم، الآن کنگره 60 می‌گوید فقط یک‌بار؛ ما به پروسه درمان اعتقاد کامل داریم اگر کسی بیاید پروسه درمان D.S.T را با این شرایط انجام دهد، به درمان کامل می‌رسد و هیچ‌گونه وسوسه و هیچی هم ندارد. بنابراین اگر رفتی درمان شدی، برگشتی باید بروی کمیته انضباطی..

 

 

جناب مهندس

سلام دوستان حسین هستم مسافر:

جلسه بسیار خوبی بود، خانم‌ها و آقایان این بحث را شکافتند.

پرورش انسان خیلی کار سخت و خیلی کار دشواری است. یک نفر می‌گفت که اگر بخواهید سه، چهارماهه به نتیجه برسید، چغندر و شلغم بکارید، اگر می‌خواهید که یک‌ساله به نتیجه برسید، گوسفند و گاو و این‌ها را پرورش بدهید، اگر می‌خواهید ده‌ساله به نتیجه برسی درخت میوه و گردو بکارید، اگر می‌خواهید صدساله به نتیجه برسید، پرورش انسان؛ پرورش انسان یک‌چیزی هست که حداقل صدسال وقت می‌برد، زمانی خیلی طولانی وقت می‌برد، این نیست که ما بتوانیم به‌راحتی کاری را انجام بدهیم. شما کنگره 60 را در نظر بگیرید، ما باید تمام نقاط ضعف و سوراخ‌هایش و نقاط تخریبی همه را بگردیم شناسایی کنیم و برایش راه چاره بدهیم. مهران گفت که شخصی وارد لژیون بیست نفره شد و تمام لژیون را نابود کرد. الآن در کنگره 60 همین‌طور است؛ ما مسئله معرکه‌گیری را کاملاً شناختیم و کاملاً راجع به آن عمل می‌کنیم، با نرمی خاص؛ مثلاً افراد حق‌دارند فقط یک‌بار راهنمای خود را عوض کنند، اگر راهنمای خود را عوض کرد دیگر نمی‌تواند به نزد راهنمای قبلی‌اش بازگردد. راهنمای دیگر هم نمی‌تواند انتخاب کند. قدیم‌ها نوشته بودیم: صدبار اگر توبه شکستی باز آی، یعنی اگر صدبار هم زدی، دومرتبه برگرد؛ اما الآن دیگر این کار را نمی‌کنیم، الآن کنگره 60 می‌گوید فقط یک‌بار؛ ما به پروسه درمان اعتقاد کامل داریم اگر کسی بیاید پروسه درمان D.S.T را با این شرایط انجام دهد، به درمان کامل می‌رسد و هیچ‌گونه وسوسه و هیچی هم ندارد. بنابراین اگر رفتی درمان شدی، برگشتی باید بروی کمیته انضباطی. اگر روی پروژه درمان بودی بیشتر از دو ماه غیبت کنی باید بروی کمیته انضباطی و کمیته انضباطی حتماً جریمه می‌کند. بااینکه کنگره 60 وجهی دریافت نمی‌کند ولی اگر کسی بیشتر از دو ماه غیبت کند باید برود کمیته انضباطی و پانصد هزار تومان او را جریمه کرده و تقسیط هم می‌کنند. یا مواد خود را قطع کند و دومرتبه برود بزند، بخواهد بیاید کنگره 60، یک‌میلیون تومان جریمه او است و امکان ندارد که این یک‌میلیون تومان بشود نه‌صد و پنجاه‌هزار تومان. باید حتماً قسطی ماهیانه پرداخت کند. با این حرکت، آن‌هایی که معرکه‌گیری می‌کردند چون خودشان به درمان نمی‌رسیدند، یک سری را دور خود جمع می‌کردند، پاتوق درست می‌کردند باند تشکیل می‌دادند به‌جای یادگیری، تخریب زیادی را در کنگره به وجود می‌آوردند. چون این نقطه را ما خوب شناختیم دیگر در کنگره 60 از این افراد ما نداریم، چون تا بخواهد حرکتی کند راهنما بالای سر او است و بعد باید مرتب تکالیفش را انجام دهد، تکالیف خود را انجام ندهد اخراج می‌شود برای مدت دو ماه، سه ماه، کنگره 60 کسی را برای همیشه اخراج نمی‌کند ممکن است بگوید دو ماه نیا، سه ماه نیا؛ این برنامه اجرا می‌شود. با این کار ما نظم داریم. وقتی مشکلی پیش می‌آید ما کاری به آن مشکل نداریم، ما می‌گردیم یک چیزی پیدا کنیم که آن مشکل برای دفعات دیگر پیش نیاید. اگر در بازی فوتبال یک‌نفری به هر دلیلی یک معرکه‌گیری کند، کل اعضای آن شعبه را برای مدت دو هفته، سه هفته می‌گوییم پارک نیایند، کل تیم محروم می‌شود. حتی تماشاچی، معرکه‌گیری کند، کل آن تیم، کل شعبه تعطیل می‌شود. چون با شناخت این موضوع ما سعی می‌کنیم اجازه معرکه‌گیری در کنگره ندهیم. چون افراد وقتی نمی‌توانند پیشرفت کنند، به قول قدیمی‌ها می‌گفتند: عروس نمی‌تواند برقصد می‌گوید زمین کج است. وقتی یک کاری را نمی‌تواند انجام دهد شروع می‌کند به ایراد گرفتن، راهنمایش بد است، دکتر بد است، پزشک بد است، کلینیک بد است، زمین بد است، آسمان بد است، خدا بد است که چرا او را خلق کرده است، حکومت بد است که چرا به او جیره و مواجیب نمی‌دهد و ... فقط معرکه‌گیری نیست ما باید مرتب به آن‌ها آموزش بدهیم، همه باید مرتب سی دی را کامل بنویسند؛ و حتی الآن ما در کنگره 60 برای همسفران شرط ورود به سفر دوم قرار داده‌ایم که: همسفر باید حداقل یازده ماه به کنگره آمده باشد، مسافر او به رهایی رسیده باشد و نیز چهل سی دی آموزشی کنگره را به طور کامل نوشته باشد. وقتی چهل سی دی را کاملاً گوش کرد و نوشت دیگر در سرازیری قرارگرفته و آموزش‌های لازم را گرفته است. اگر این آموزش‌های لازم را نگیرند، ما مثل یک فیل بان هستیم که مرتب با چکش می‌زند روی کله فیل، از این‌طرف برو، از آن‌طرف برو.

 

 

با حجم این آموزش‌هایی که ما داده‌ایم توانسته‌ایم از معرکه‌گیری جلوگیری کنیم و یک محیط امن را به وجود بیاوریم. در غیر این صورت در پارک طالقانی با دو هزار نفر باید هرروز معرکه‌گیری داشته باشیم. چهل نفر هر هفته می‌آیند، مسئول نظم اتومبیل‌ها هستند، چهل نفر، ولی هر هفته مال یک شعبه هستند، به خاطر اینکه بچشند که چقدر کار سختی است رعایت کردن نظم که بگویند اینجا پارک نکن، بایست، خودشان هفته بعد که پشت ماشین نشستند این نظم را رعایت می‌کنند؛ و در تمام سطوح این مسئله خیلی خیلی مهم است. کسی در کنگره 60 بی‌نظمی کند نمی‌گوییم نه گناه دارد، ما بعضی‌اوقات دنبال عمل نیک هستیم، حالا بگذار شاید این هم خوب شود، صدبار توبه شکستی باز آی، نه؛ اگر قطع ناگهانی داشته باشد آره، ولی اینجا ما از این فرصت‌ها نداریم که شما صدبار توبه را بشکنی و انکار کنی، این صندلی مال یک نفر دیگر است، شما نمی‌توانید ده سال بیایید این صندلی را بگیرید و اینجا معرکه‌گیری کنید، اینجا قهوه‌خانه نیست که؛ ده نفر روی این صندلی‌ها ظرف ده سال به درمان می‌رسند، شما این صندلی را گرفتی خودت به درمان نمی‌رسی و دیگران را هم نمی‌گذاری به درمان برسند و خراب می‌کنی. این هست که تنبیهی که ما می‌کنیم اصلاً هدف ما، تنبیه هیچ کسی نیست؛ ما هدفمان این است که هر وقت یک مشکلی پیش می‌آید از آن مشکل درس بگیریم به بقیه بگوییم. الآن امروز، کسی که دعوا کرد و یک تیم را به هم ریخت و اعتراض کرد، ما کاری به او نداریم، ما این را می‌گیریم، کل آن شعبه را یکی دو جلسه محروم می‌کنیم که بقیه یاد بگیرند؛ که آقا اگر من اشتباه کنم، تمام شعبه تنبیه می‌شود. من نمی‌خواهم او را سرزنش کنم، تمام شعبه او را سرزنش می‌کنند، آن‌کسی که بی‌ادبی کرده، راهنمایش می‌گوید برای چه این کار را کردی، چرا دخالت کردی. این هست که این را ما خیلی مدنظر داشتیم و در مسئله آموزش و تربیت ما خیلی نقش مهمی دارد و این‌ها را شناسایی می‌کنیم که بتوانیم سیستم را اداره کنیم و به نتیجه برسانیم. الآن الحمدالله تولید خیلی بالا آمده است در هفته به میانگین حداقل صد نفر به درمان اعتیاد می‌رسند، سی نفر به درمان سیگار می‌رسند، حدود نزدیک به سی نفر از همسفران وارد سفر دوم می‌شوند.

باید یک بازی راه بیندازید، این‌ها همه یک بازی است، شما اگر می‌خواهید کلینیک راه بیافتد، پرهیجان شود، باید یک بازی راه بیندازید، افراد را سرکار بگذارید و بازی را ادامه دهید. حالا بازی، لژیون، دبیر، نگهبان، نگهبان نظم و ... کنفرانس، میتینگ، ... الآن من برای همسفران این بازی را راه انداخته‌ام، همه آن‌ها سرگرم، همه آن‌ها خوشحال که ما هم سفر اول داریم هم سفر دوم داریم، این‌ها می‌روند سی‌دی‌شان را می‌نویسند گل می‌گیرند ... و تمام نیروهایی که در کلینیک‌ها هستند ما داریم روی آن‌ها کار می‌کنیم، سرمایه‌گذاری می‌کنیم که خوب شدند باید برای کلینیک‌ها بمانند. این‌ها باید الگو بشوند برای بقیه، الگو باشند که شخصی که از در وارد می‌شود، شما نمی‌خواهید با او صحبت کنید، شما نمی‌خواهد با او مشاوره کنید، آن که در کلینیک شما به درمان رسیده او با آن‌ها حرف می‌زند، او زبان آن‌ها را می‌داند، او فرهنگ آن‌ها را بلد است. این هست که باید حتماً یک بازی را راه بیندازید. اگر بازی راه نیندازید امکان‌پذیر نیست. خدا هم بازی راه انداخته است؛ ازیک‌طرف به شیطان می‌گوید سجده کن، از طرف دیگر چشمک می‌زند می‌گوید سجده نکن؛ توجه کردید، این دوتا نیروی مکمل نیروی منفی هست، از آن‌طرف گوسفند را خلق کرده، گرگ را هم خلق کرده، گوزن را خلق کرده، ببر، گرگ و شیر را نیز خلق کرده است تا تعادل را بتوانند برقرار کنند. حتماً این بازی باید باشد و اگر این بازی نباشد، این سرگرمی، این قصه نباشد، ما پیشرفت نمی‌توانیم بکنیم. مردم این مسئله ریاضی را زیاد دوست ندارند اما اگر به‌صورت قصه و یک بازی دربیاید خیلی خوب است. الآن ورزش در کنگره بازی است دیگر، والیبال، فوتبال، امروز مسابقه طناب‌کشی است همه سرگرم هستند و درنتیجه آن، ما به درمان به رهایی به فرهنگ خیلی خوب پا می‌گذاریم. متشکرم که به حرف‌های من گوش کردید.

منبع : سایت مرکزی کنگره 6

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش لژیون های آموزشی،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: